خرید بک لینک
با یاد خدا سلام خوبین منم خوبم خداروشکر بالاخره دانشگاه ما هم شروع شد البته منظورم از شروع شد یعنی4یا5دانشجو میان سرکلاس و بقیه همچنان در استراحت به سر میبرند روحشان شاد چون حذف میشن و خدا عمر دهد به سیستم ایمنی بدنشان که ناگهان در ماه های آینده دچار اختلال شده و پزشک به ان ها گواهی میدهد و بدین گونه مدیر گروه محترمه راضی به برگشت ان ها شده و به خوشی در اواخر ترم حضور پیدا میکنن.توجه بفرمایید بعضی از افراد دچار اختلال واقعا جیز شده اند و در نتیجه نمیتوانند بر سر کلاس حاضر شوند و ایشان صداقت دارند. جانم بگوید برایتان که من چند روز است عضو بسیج شده ام و دو

برچسب: الا یا ایها الساقی,الا یا ایها الساقی دایان,الا یا ایها الساقی معنی,الا یا ایها الساقی به انگلیسی,الا یا ایها,الا یا ایها الساقی بسطامی,الا یا ایها الساقی ناظری, نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 18:58

با یاد خدا سلامممممم خوبین منم خوبم خدارو شکر ایام عزاداری امام حسین رو تسلیت میگم... چقدر دلم تنگ شده برای بچگی هام.میرفتیم مراسم.الان مامانم میره.تنها تو خونه با بابا میمونم بابا یا کتاب مطالعه میکنه یا قران میخونه یا میخوابه.ولی بچگی هام یه حس دیگه داشت.زنجیر پیراهن مشکی بوی عطر گلاب کوچیک تو دست بچه ها و هیئت عزاداری...نوحه هایی که برادرم ضبط میکرد و تمرین میکرد تا بخونه توی مسجد... خدایا دلم تنهاست!!!! سکوت!!! سه شنبه رفتم دانشگاه وقتی از حراست میخواستم عبور کنم تو اتاق دوتا خانم حراست خوبه نشسته بودن خانم حراست خوبا تا منو دیدن لبخند زدن منم گفت ببخ

برچسب: خدایا دلم تنهاست,خدایا دلم خیلی تنهاست, نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 17:39

با یاد خدا سلام میدونی امروز روز سختی برام بود بابایی...ظهر خیلی گرم بود...تنهایی پاشدم رفتم با کسایی که دوستم ندارند اونم کجا باشگاه...تو خواب بودی بابا جونم و مامانم ناراضی ولی رفتم به بهانه نگاه کردن همین!!!بابایی ببخشید اینو اینجا اعتراف میکنم...وقتی ساعت6شد اونا مشغول ورزش شدن و هر چه بهشون گفتم کسی رو ندارم به حرفم گوش ندادن همین چند روز پیش بدون اینکه به من بگن با هم رفته بودن ثبت نام...من کسی رو نداشتم تو اون لحظه چون تو همه کسی بودی که من تو این دنیا داشتم...وای بابا که اگه زبونم لال تو نباشی خدایی نکرده تنهاترینم تو این عالم...داشتم میگفتم 6شد رفتم با

برچسب: نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:18

با یاد خدا سلاممممممممم خوبین منم خوبم خدارو شکر و بالا خره در یک شب تاریک گرم تابستانی مادر گرام را فرا خواندم و بهش قضیه کاراته رو گفتم چپ چپ نگاهم کردندی و بعد بابا که اصلا نگاه هم نکردندی و گفت بی خود کردندی که کاراته رفتندی فردا بلایی گرفتندی گفتم من میروم بابا که دیدن اصرار هایشان کارگر نیفتاد در یک حرکت ناجوان مردانه چشمکی به مادر زدندی مادر غش کردندی پدر دست بر قفسه سینه گذاشتندی و گفتند دور از جان ما رفتندی گفتم کجا خانه ام خراب په چتون شد؟؟؟ گفتندی من نمیروم برخیزید دوتاشون برخیزندی و من دوباره گفتم رمیروم ...بابا گفتندی خانم برویم گفتم باز

برچسب: نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:18

با یاد خدا سلامممممممم خوبین منم خوبم خدارو شکر دارم به این فکر میکنم که خیلی وقته وبلاگ دارم8ساله...تو این 8سال خاطرات خوبی با وبلاگم داشتم به خودم قول دادم هیچوقت کنارش نذارم و این کارو هم نمیکنم تو این مدت دوستای خوبی پیدا کردم که مجازی نبودن واقعی بودن و خیلی مهربون... ولی حیف همشون رفتن قدیمیا رو میگم...الان که حساب میکنم فقط دو نفر از اونا رو میشناسم جناب آقای دکتر ربولی(وبلاگ جایی برای گفتن دلتنگیها) و دنیا(وب نوشته های یک بچه دبیرستانی)که اسم سابقش چیز دیگه ای بود...یادمه اولین پست اقای دکتر ربولی که خوندم اندر حکایت عمل عماد بود که ماجرای عمل عما

برچسب: تشکرنامه,تشکرنامه پایان نامه,تشکرنامه از معلم,متن تشکرنامه,نمونه تشکرنامه,تشکرنامه از استاد, نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:18

با یاد خدا سلام خوبین خوبم خدارو شکر امروز یکی از خانم های فامیل با بچه اش اومده بود خونمون.اولین کاری که کرد گفت مامانننننننننن موبایل...بعد یه گوشه لم داد و شروع کرد به بازی کردن 4سالش بود..از وقتی که یادمه2سالش بود مبایل دستش میدادن همش با خودم فکر میکنم فاجعه اس!!!صداش کردم و در حالی که جامدادی و یه کاغذ دستم بود گفتم بیا برام نقاشی بکش با بی میلی اومد اونم چطور با ترفندمن!!بلدی نقاشی بکشی؟؟آره. من:نه فکر نمیکنم.اون:نه بلدم الان نشونت میدم.من:واقعا.... بعد با کاغذ براش کاردستی درست کردم و رنگ زدیم خیلی خوشش اومد اینو خودش گفت قیافش دیدنی شد گفت ووووووو

برچسب: نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:18

با یاد خدا سلام خوبی حال دلت خوب است!؟ خسته نباشی عزیزدلم...چقدر راه ناهموار بود...میدانم هنوز ناهمواری در راه است ولی وقتی کسی آن بالا دستان تو را گرفته خیالم راحت است...چه روزهایی که خیس شد صورتت در زیر باران آسمان مسیر عشق ولی تو تحمل کردی و عبور کردی از سیاهچاله های مزاحم زندگیت...در تاریکی شب صدای زمزمه ای میشنیدم که ازآن تو بود گویی غمی در دل داشتی ولیکن گذشت...زمان همه چیز را حل میکند آن چیزی که تو یاد گرفتی زمین خوردی و درد کشیدی ولیکن این هم گذشت یا علی گفتی و بلند شدی...تو خواندی الا ان الاولیا ولا خوف علیهم و لاهم یحزنون ...تو منو به خیلی از آرزوهام ر

برچسب: خسته نباشی قهرمان,شهید گمنام خسته نباشی قهرمان, نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:18

با یاد خدا سلام خوبین منم خوبم خدارو شکر همیشه از روزهای تعطیل بدم میومد.مدرسه که نمیرفتم یه جوری میشدم اصلا جمعه یه جوری برام ضدحال بود الانم دانشگاه رفتن رو دوست دارم و از روزهای تعطیل بدم میاد.ولی اونموقع به خاطر عشق به یادگیری و دیدن دوستان و الان به خاطر اینکه فقط سرگرم باشم نه به خاطر عشق به یادگیری رشته ای که..... حالا دلم یه جوریه...هم دوست دارم برم هم دوست دارم نرم امیدوارم قابل درک باشه

برچسب: نه به خاطر آفتاب,نه به خاطر شعر,نه به خاطر,نه به خاطر حماسه,دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو,عاشق شوید نه به خاطر,دوستت دارم نه به خاطر,عاشق شويد نه به خاطر,به سلامتی نه به خاطر,دیگران را ببخش نه به خاطر, نویسنده: بهنام رضایی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:17

صفحه بندی